شيخ حسين انصاريان
232
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
القاهر بر من ستم روا داشت ، مرا چنان كه مىبينى به حبس انداخت و قصد جان من و پسرم نمود . فَانَا بَيْنَ يَدَيْكَ قَدِ اسْتَعْدَيْتُ إلَيْكَ وَ أنْتَ أحْكَمُ الْحاكِمينَ ، فَاحْكُمْ بَيْنَنا . من پيش روى تو هستم و از تو كمك خواستم و تو حاكمترين داوران هستى ، پس بين ما داورى كن . و بر اين دعا هيچ اضافه نكرد و بعد از آن آوازى نيك بلند برداشت و اين جمله را تكرار كرد : « فَاحْكُمْ بَيْنَنا . » تا آن كه چهار ساعت از شب بگذشت ، واللَّه كه هنوز گفتن فاحكم بيننا قطع نكرده بود كه آواز در شنودم . شك نكردم كه جهت اعدام ما آمدهاند . از غايت هول و سختى آن حال بترسيدم و بيهوش گشتم . چون نيك بنگريستم خادم القاهر با شمعها و مشعلها به زندان آمده بود ، آواز داد كه ابن ابى طاهر كدام است ؟ پدرم برخاست و گفت : اينك منم . گفت : پسرت كجاست ؟ گفت : اين است پسرم . گفت : بسماللَّه ، بازگرديد به سلامت و عافيت و مكرّم و محترم . چون بيرون آمديم معلوم شد كه وزير را گرفتهاند و قاهر بر او به شدت غضبناك شده و خداوند مهربان بر ما لطف و رحمت آورده . وزير بيچاره سه روز در قيد و بند و در تنگناى زندان زيست تا ملك الموت او را از رنج دنيا خلاص و به عذاب آخرت دچار ساخت . » بدان اى دل اگر هستى تو عاقل * كه يكدم مىنشايد بود غافل به روز و شب عبادت كرد بايد * دل و جانت قرينِ درد بايد از آن بخشيدت اى جان زندگى را * كه تا بندى كمر مر بندگى را به راه بندگى چون اندر آيى * به قدر وسع خود جهدى نمايى كليد معرفت آمد عبادت * به شرط آن كه گويى ترك عادت عبادت را اساس راه دين دان * عبادت بود مقصودش يقين دان